🌟جواد الائمه مهربان بود و خیرخواه. دست مردم را در دستان خدا می گذاشت و می فرمود: «کَیْفَ یُضَیَّعُ مَنِ اللّهُ کافِلُهُ»[1] چگونه درماند کسی که خداوند سَرپرست او باشد؟

🌟 او می فرمود تا وقتی در آغوش خدا هستید نگران گرفتاریها نباشد: «لَؤْكانَتِ السَّمواتُ وَالْأرْضُ رَتْقَا عَلى عَبْدٍ ثُمَّ اتَّقىَ اللّه َ تَعالى لَجَعَلَ مِنْها مَخْـرَجا»[2]، اگر آسمانها و زمين بر شخصى بسته باشد، ولى تقـواى الهى پيـشه كـند، خداوند گشايشى از آنها برايش قرار مى دهد.

🌟 او راه رسیدن به سربلندی و عزت را در اعتماد به خدا می دانست و می فرمود: «الثِّقَةُ باللّه ِ تعالى ثَمَنٌ لِكُلِ غالٍ ، وسُلَّمٌ إلى كُلِّ عالٍ»[3] اعتمادِ به خداوند متعال، بهاى هر چيز گرانی است و نردبان رسيدن به هر بلندايی. و می فرمود: «عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ» عزّت مؤمن در بی نیازی و طمع نداشتن به مال و زندگی دیگران است»[4]

🌟 حیف اما مهرش را برنتافتند. دنیا را بدون او خواستند و در جوانی با زهر کینه مسمومش ساختند. امام جوان در گوشه حجره مظلومانه جان داد و مردم نفهمیدند چه گوهری از دستشان رفت.