میخوام بهت بگم که دلم گیرته.. یجوری گره خوردم بهت که فک کنم هیچ جوره قرار نیست باز بشه. تو از اون گره های کور بودی که خودمم از اول دوس نداشتم باز بشه. همون اولی که زندگیمو بستم بهت، سفت بستم. گفتم این دختره همونه که میخوام. بلد بودم پاپیون بزنم که با یه حرکت باز شه ها. اما تو از اونایی بودی که باید گره کور میزدم. حالا بر منکرش لعنت، شما جون منو بگیری هم حرفی نیست. ولی آخه خانوم! شما اینقد که دلبری، دست و پا واسه من میذاری؟ بعد میگی چرا هُل میکنی و به تته پته میفتی؟ آخه دلبر، شما حرف که میزنی من دلم میره، ذهنم میره، همه حواسم میره. چه توقع ها داری. هر کس دیگه هم بود شیفته ات می شد. تو خودت یه تنه توانایی از راه به در کردن کل دنیارو داری..