وقتی دوريم،

همه‌چيز يه جور ديگست!

نميشه رفت تا دمِ درِ خونش،

ديدش و برگشت...

نميشه قرارِ صبحونه فردا رو گذاشت!

نميشه گفت: فردا ميايی بريم تا بازار؟!

نميشه رفت...

نميشه!

وقتی دوريم،

یه چيزای معمولی ديگه اونقدر رويايی ميشن كه يهو فكر میكنی وقتی نزديك بود خيلی خوب بود! معمولی نبود...

" دور نشين الهی از هم" ...