خدایا ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریزپا نبود، که می‌شد لابه‌لای همین مشکلات و دغدغه‌های ریز و درشت، با خیالی آسوده فنجانی برداشت، چایی ریخت، کنار پنجره‌ای ایستاد و در کمال اطمینان و آرامش، نفسی عمیق کشید.

که می‌شد کسی را به آغوش کشید و آرام شد، می‌شد دستان کسی را گرفت و بدون هراس، تمام شهر را قدم زد و غصه‌ها را فراموش کرد.

دلمان لک زده برای یک لبخند، یک خیال تخت...

دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی.

خدایا در آغوشمان بگیر که خسته‌ایم،

خودت حال زمین را خوب کن.