امشب

ساعت 00:00 به هوای بوسیدنم بیدار شو

دنبالم بگرد ولی صدایم نزن!

ملافه را دورت بپیچ و آرام دنبال نور کم سوی چراغ مطالعه بگرد

مرا که در حال عشق بازی با خودت در میان یک عاشقانه زمستانی دیدی،

مچم را بگیر و بگو چشمم روشن!

بعد،طوری با شیطنت و حسادت مرا ببوس

که صدای چراغ مطالعه

و صندلی،

صدای قلم و کاغذ

و صدای لبهایم در بیاید!

وقت بوسیدن طوری روی پایم بنشین و دستت را برایم طناب دار کن که صدای خدا هم در بیاوری که با غر و لند بگوید:

بروید بخوابید دیگر

دیر وقت است!

پس قرارمان

امشب راس ساعت عاشقی