راستی لذت تنها بودن را چشیده ای؟قدم زدنِ تنها، دراز کشیدنِ تنها توی آفتاب؟

چه لذت بزرگی است برای یک موجود عذاب کشیده، برای قلب و سر! منظورم را میفهمی؟

آیا تابه حال مسافت زیادی را تنها قدم زده ای؟

قابلیتِ لذت بردن از آن دلالت بر مقدار زیادی فلاکتِ گذشته و نیز لذت های گذشته دارد.

وقتی پسربچه بودم خیلی تنها ماندم، اما آنها بیشتر به زورِ شرایط بود نه به انتخاب خودم؛

اما حالا با شتاب به طرفِ تنهایی می روم،

همان طور که رودخانه ها با شتاب به سوی دریا سرازیر می شوند.