من اشتباه های مسخره زیادی کردم

اما تلخ ترینش دوست داشتن اشتباهی بود

همه اطرافیانم بهم می گفتن

که این دوست داشتن نتیجه ای نداره

اما من گوشم بدهکار نبود،

هیچ وقت نمی خواستم قبول کنم

که راه رو اشتباهی اومدم،

فکر می کردم آخرش همه چیز درست میشه، اما نشد.

آخر سر یه روز به خودم اومدم و

دیدم یه عمره دارم واسه چیزهای بی ارزش تلاش می کنم

گاهی با خودم میگم کاشکی پدرم بین نصیحت هاش

حداقل یه بار می گفت

اگه فهمیدی یه راه رو اشتباه اومدی، الکی سماجت به خرج نده، همون لحظه بذارش کنار و از نو شروع کن...