کاش اولِ هر کاری از وسط شروع میشد!

آدم چشم باز میکرد می دید وسطِ یه کاره،

وسط یه رابطه است

وسط یه کتابه.

لِم کار دستش آمده،

به همه چیز عادت کرده،

لبخندهای فِیک آدمها تمام شده،

مقدمه مترجم تمام شده

و آدم یکراست وسط ماجراست...!