این زندگی بیمارستانی است که

در آن هر بیماری اسیرِ آرزویِ عوض کردنِ تخت‌هاست...

این یکی می‌خواهد

روبه‌روی بخاری رنج بکشد،

و آن یکی گمان می‌برد سلامتی‌اش را کنار پنجره بازمی‌یابد !

همیشه به‌نظرم می‌رسد هر جایی که نیستم همان‌جا احساس راحتی خواهم کرد، و این پرسش جابجاشدن همانی است که بی‌وقفه با جانم در میان می‌نهم!