ما دوتا ذرهء بنیادیِ عالم بودیم
ما دوتا مادهء تاریک در آغوش مکان
ما دو خورشید، دو منظومه شمسی بودیم
ما دو تک یاخته ی مُرده در ابعاد زمان
ما دوتا رود، در اندیشهءِ دریا نشدن
ما دوتا زلف گره خردهء پاپیچ به هم
اِنسداد دو رگ از قبل تپش های تَنشِ
ما دوتا صفرِ گلاویز، دوتا هیچ به هم
ما دو شن ریزه پرتیم در اندام کویر
ما دوتا قطره باران وسط دریاییم
ما دوتا ما دوتا شاخهء خشکیم در ِابراز تبر
ما دو بیهوده ولی خوب به هم می آییم
علیرضا آذر - تاریکخانه