دوستم زنگ زده بود تا خبر ازدواج آن یکی دوست مشترک‌مان را بدهد.

داشت می‌گفت شوهرش تاجر فرش است و انگشتر نامزدی‌اش سیزده میلیون می‌ارزیده است.

همین‌طور داشت از داماد پولدار می‌گفت که پرسیدم: به‌نظرت داماد بلد است بادبادک درست کند؟!

پقی زد زیر خنده و گفت: مرده‌شور تو و ملاک‌های مسخره‌ات را ببرد. هنوز معتقدی مردها باید بلد باشند بادبادک درست کنند؟

خواستم بگویم مرده‌شور هر چه داماد پولداری را ببرم که بادبادک‌ درست‌کردن بلد نیست. نگفتم اما. تقصیر داماد چه بود وقتی دوست ما پول می‌خواست نه بادبادک!



خلاصه کنم.

اگر هنوز ازدواج نکرده‌اید و حتی با مردی رابطه‌ای جدی و عاطفی ندارید، قبل از هر کدام از این‌ها بپرسید درست کردن بادبادک یا فرفرهٔ کاغذی را بلد است یا نه.

نمی‌خوام قضیهٔ را سانتی‌مانتال کنم اما مردی که درست کردن این دوتا را بلد باشد، یعنی کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته و مردی که کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته....



یک‌روزی خودتان متوجه تفاوت مردی که بلد است با دست‌هایش چیزی درست کند و کاغذی را لمس کند، با مردی که این‌کارها را بلد نیست می‌شوید.

از ما گفتن بود