اگه دیگه هیچوقت روبه‌راه نشدیم چی؟

اگه هواش از سرمون نیفتاد، اسمشو گذاشتیم رو بچه‌مون و با هربار صدا کردنش صدبار مردیم چی؟

اگه لبامون لبای هرکی جز اونو پس زد چی؟

اگه موهامون دستای هرکی جز اونو رد کرد چی؟

اگه تا آخر عمر هیشکی مثل اون قشنگ صدامون نکرد چی؟

اگه دیگه هیشکی مثل اون نگامون نکرد چی؟

اگه شب تولدش انقدر بغض کردیم که از چشمامون غم بارید چی؟

اگه شب عروسیمون آهنگی که واسمون میخوند پخش شد و پاهامون سست شد چی؟

اگه رفتیم پاتوق همیشگی‌مون، با دلبر جدیدش دیدیمش و رنگ از رخمون پرید چی؟

اگه انقدر اون لباس سفید نرمه که از حراجی های بغل پارک لاله واسمون خریدو پوشیدیم که پوسید چی؟

اگه عطرش از لباسی که جاگذاشته پرید و بوی تنشو یادمون رفت چی؟

اگه یهو زد به سرمون رفتیم عکس چشماشو خالکوبی کردیم رو مچ دستمون بعد هی زل زدیم بهش گفتیم: "خیلی میخوایمت دلبر" چی؟

حالا اینارو ول کن خانم دکتر.

اگه دیگه قرص آبی‌ها هم صورت قشنگشو از جلو چشمامون نبرد و همه‌جا دیدیمش چی؟

اگه تا آخر عمرمون دیوونه‌ش موندیم چی؟