يكی از بازی های عجيب زندگی اينه كه يه چيزی رو ازت ميگيره، تا تو به چيزهای باقی مونده دل خوش كنی و درست زمانی كه دلت بهشون خوشه و از دست رفته‌هاتو فراموش كردی، دلخوشی جديد رو ازت ميگيره و انقدر اين كارو تكرار ميكنه كه ديگه يا چيزی برای دل خوش كردن باقی نمونده يا انقدر از دوباره از دست دادن ميترسی كه ديگه دلت به چيزی خوش نميشه...