استعدادِ فروخوردنِ بغض‌هایمان ارثی بود
نَسل به نَسل
مادربزرگم شال میبافت
مادرم ساعت‌ها در آشپزخانه درگیر بود
و مَنی که خفه‌شان میکردم میان کلمات