میانِ آغوش‌های نا اَمن،

دنبال امنیت می گردی !

کمی بایست ...

خود را در آغوش بکش ...

تا زمین کمی آهسته‌تر بچرخد،

تا سرگیجه‌ات کمتر شَود،

شاید دیگر نیازی نباشد

خود را به آغوشِ کسی بیاویزی !



تو هیچ وقت منتظر خودت نبودی

تا خود را در آغوش نکشی،

آغوشِ تونیز برای

کسی اَمن نخواهد شد !



کمی بایست،

خود را در آغوش بکش ...