این طبیعی ست. انسان در زمان های مختلف از زندگی، وقتی در یک موقعیت تکراری قرار می گیرد، معمولا خاطره ای را که برایش زیباتر، با اهمیت تر و دل انگیز تر است، نخست در ذهنش مرور می کند. یک لحظه انگار همه چیز جفت جور شده تا آدم اسم کسی دیگر را اشتباها صدا بزند، یا همان کاری را بکند که در آن لحظه، بیشتر خاطره ای قدیمی، که اصلا یادت نبوده و به یک باره تداعی می شود را زنده کند.

انسان خاطره ها را نمی تواند از یاد ببرد، آدم ها را، خوبی ها و بدی ها را. یعنی دست خودش نیست. خاطره ها منگنه شده اند به گوشه ای از ذهن آدم. یک لحظه، یک اتفاق، یک اسم، یک اسم... یک اسم... دَمار از روزگارت در می آورد.