تو اما معشوقه اى مى خواهى

كه برايت پاييز را،شالِ گردن ببافد...

يا از آن هايى كه ناز كردنشان،

انصافاً آنقدر مرغوب است كه فقط بايد بخرى!

من اما واژه ها را زير و رو ميكنم تا چيزى براى گرم كردن دلت بنويسم

و تو كه مى دانم آنقدر بى حوصله هستى كه ميل خواندن ندارى !

و من هنوز،

وقتى دلت هيچ چيز و هيچ چيز و هيچ چيز نمى خواهد،

خوب بلدم

خودم را اميدوار كنم به مُرَدَّد شدنت!