در دلم ،

دور از ملامت هاي تلخ سرنوشت،

تا ابد،

تا آسمان،

تا بيكران،

مي خواهمت؛

هرشب اينجا، خواب چشمان تو غوغا مي كند،

خواب مي بينم،كه مي آيي كنارم

بوي آغوش تو مي گيرد، تمام جسم و جانم

ماه چشمان تو ميخندد به روي آسمانم

خواب سرخ بؤسه هايت مي نشيند بر لبانم

خواب من پر مي شود هر شب ز عطر خاطراتت

كاش عمر رفته ام را بعد از اين در خواب بودم