باید یکی باشد ...

یکی که دزدانه نگاهش کنی

دزدانه راه رفتنش را بپایی

و دزدانه ببوسی اش و محکم بغلش کنی

و در حضورش طعمِ تلخیِ قهوه ات را نفهمی

باید یکی باشد ...

که وقتی دلت برای مداد رنگی های کودکی ات تنگ شد ، به ناخن هایش خیره شوی و سوار بر رنگین کمانی به کودکی ات سفر کنی

باید یکی باشد ...

یکی که حصارِ تنهایی ات را بر هم زند و به تو بگوید که دوستَت دارم

آدم است دیگر

و آدمی به همین دوستَت دارم هاست که زنده است