کاش دنیا مثل دیواری بود که پشت داشت و می‌شد رفت پشت آن ایستاد. کاش دنیا در خروجی داشت که می‌شد از آن بیرون زد و رفت توی حیاط پشتی آن و دراز کشید و خوابید یا در بی‌خیالی محض دست‌ها را توی جیب گذاشت و سوت زد یا در تنهایی مطلق نشست و سیگار کشید و قهوه خورد. کاش می‌شد دنیا را، منظورم این است که همه‌ی دنیا را، همه‌ی دنیا را با ستاره‌ها و کهکشان‌ها و آسمان‌ها و زمین‌هایش مثل قالی لوله کرد و کنار گذاشت.