عشقی را که به مرز دوستی برسد، آن‌جا که دو تن به یک آهنگ پیش روند، رمق نمی‌ماند و نَفَس می‌بُرد. تبِ عشق را لذت وصل فرو می‌نشاند، زیرا تنی که به آن تشنه بود سیراب می‌شود. از دوستی اما، هرچه هم کام بیابیم، باز کام می‌جوییم. در همین عیشِ مدام است که دوستی می‌بالد و استوار می‌گردد، زیرا این شرب جان است و جان را می‌پالاید.


📕 در باب دوستی و دو جستار دیگر