مــــرد ...
كه قهر مي كند
مي زند بيرون
تنها
يا با دوستان
چرخي مي زند
مي رود جايي
هوايي عوض كند...

زن امــا ...
اشكهايش
با بوي پياز و ادويه
باز قاطي مي شود
پاتوقش اما
همان چندمتريِ آشپزخانه است
مكاني ديگر هم ندارد تا
هوايش عوض شود
چون اصلاً نمي شود جايي برود

شام را كِي درست كند آخَـــر ؟