اگر می ماندی تاریخ جوری
دیگری زندگی مارا می نوشت
تابستان را با خنده های زرد
در یک عصر دل انگیز
می نوشت
در یک ایوان خانه قدیمی
روی فرشی دستباف
با شربت آلبالو و تکه های یخ
تو تکیه میدادی به دیوار عُمر من
ومن تکیه به دستان تو
از آن روزهای که دلم ضعف میرود
برای یک لحظه اش،
از آن تابستان های گرم
اما کنار توباز هم دلچسب
اگر می ماندی شاید
امروز برایم به زیبایی همان بهاری بود
که رفتی
همانگونه سبز و دلفریب
شاید ...
ای وای که
تو وعده آمدن دادی و من
پرت خیالت

#