...
کاش آدمیزاد دکمه "برگشت" داشت
یا حتی"بازگشت به تنظیماتِ کارخانه"
می تونست برگرده به روزایی که
بعضی آدم ها رو نمی شناخت
کاش آدمیزاد دکمه یِ"برگشت" داشت
از دوست داشتنِ بعضیا...
کاش می تونست برگـرده به روزایِ "داشتـن"
و"بودن"ِ یه آدمایی یه چیـزایی تو زندگیش....
کاش دکمه یِ"لغو نصبِ دلتنگی "داشت...
یا بلد بود چجوری میشه دوست نداشت
دلتنگ نشد، دردِ نبـودن نکشید...
کاش آدمیزاد یه ورژنِ جدید داشت که
توش این همه دست و پاش بسته نبود
میتونست آدم هارو از فاصله یِ دور بغل کنه،
ببوسه، یابرگـردونه خیلی هارو که رفتن،
که اشتباهی رفتن...
می تونست از خاطره ها بِکِشَتِش بیرون و بگه"
لعنتی ما که تو این خاطره
کلی حالمون خوب بود، چرا،
چی شد که رفتی"...
کاش می تونست اسم و خاطره یِ بعضی هارو
حذف کنه از گذشته ها و
حضورِ یه سری آدم ها رو نصب کنه
تو لحظه هاش...
کاش آدمیزاد یه ورژنِ جدید داشت که
توش این همه دست و پاش بسته نبود...