چـه وقت گل کند آیا شکوفه های تنت
چه قدر مانده که دستم رسد به پیرهنت ؟

چگــونه صبـر کنم تا کـــه باز برچینــم
شکـوفه ی غــزل از گیسوان پر شکنت

غمـی نجیب نهفته ست در دلم  که مرا
رها نمی کند احساس دوست داشتنت

تو آن دقایـق شیرین خاطــرات منی
ببـر مـــرا بــه تماشــای باغ نسترنـت

تمام شهــر به تایید مــن بپا خیــزند
اگـــر دقیـــق ببینـنــد از نگــاه منـت

چگونه با تو بجوشم؟چگونه دل بدهم ؟
منی که این همه می ترسم از جدا شدنت