همه خبر دار شدند...
در گوشی یا باصدای بلند گفتند وشنیدند...
دخترکی به قتل رسیده.
عده ای قاضی شدند...
حکم دادند
اعدام باید گردد
گفتند پسری فریب داده دختری فریب خورده
پدر خشمگین شده
دختری کشته شده
قاضی فقط حکم داد نه ارجاع به مشاوره...
چرا که او قاضی است نه روانشناس
پدر داد زد
مادرضجه کشید
جامعه غمگین شد
هرکسی چیزی گفت
عمو نظر داد
پسر گفت دوستش داشتم
هرکسی چیزی گفت
خواننده ای (رضا صادقی)دخترانش را پدرانه در آغوش کشید ودردل به خود بالید که جای پدر آن دختر مقتول نبوده.
دراین میان اما...
هیچکس اشکهای دخترکی معصوم راندید
دستهایی به مهر شانه های لرزان اورا پناه نبود...
هیچکس اولین تجربه عشق یک انسان رانفهمید...
در زمانه ای که باران جهالت از ابر تیره می بارد داس بیرحم مرگ سزای نهال نورس محبت است.