دلمان شبیه شیشه است ُ
زبانمان سنگ
حرفهایمان زهر است ُ
بند زدن قلبهامان شبیه آبگینه ای ترک خورده
آرام میشکنیم هم را
آرام زخم میزنیم بهم
انتظارمان هم از طرف مقابل محکم بودن است شبیه یک کوه
کمی خودت را زخم بزن
کمی بشکن این شیشه را
آنوقت بنشین بند بزن این ترک ها را
حالت حالا چطور است !؟
شیشه ی قلبت مثل سابق براق و صیقلی ست ؟؟
حالا هنوز هم خوشحالی مثل همان وقت ها که با زبان سنگت شیشه ی دلی را شکستی !؟