رفتیم عید دیدنی همه داشتن ازم تعریف میکردن که عجب پسر مودبی..
همه چی داشت خوب میرفت که
موقع رفتن پسته ها از تو پاچم ریخت

اونجا بود که دیگ حتی بابامم انکار کرد پسرشم :///