‏يه كبابي شيك و خيلي با كلاس اطراف خونمون بود كه بعضي وقتا همراه بابام ميرفتيم اونجا،
كباب و دوغ ميزديم بر بدن
امروز كه رفتيم، تعطيل بود، بابام از مغازه‌ي همسايه‌ش علت تعطيليش رو پرسيد
طرف گفت؛ پلمپش كردن، چون گوشت خـر داده به خوردِ مَـردم!