من گرفتار شبم
در پی ماه آمده‌ام
سیب را دست تو دیدم،
به گناه آمده‌ام...

شب و گیسوی تو
تا باز به‌ هم پیوستند؛
من به شبگردی این
شهر سیاه آمده‌ام ...!