‏رفیقم گفت بابات مریضه،پول لازمی برو خفت گیری منم گفتم تست کنم شاید جواب داد. رفتم سر چهار راه زدم رو شونه یکی گفتم پولاتو بده بیاد وگرنه با قمه میزنمت، گفت تازه کاری؟ گفتم چطور مگه عزیزم؟

گفت احمق لباس پلیسو تنم نمیبینی؟ انقدر گریه کردم خودمو کشیدم رو زمین خسته شد ولم کرد رفت 😂