بابای خدابیامرز منم وقتی مادرم باهاش قهر میکرد میرفت در شیشه خیارشورو سفت‌تر میبست که مادرم نتونه بازش کنه و مجبور شه باهاش حرف بزنه. ولی خب مادرم زورش بیشتر بود درشو باز میکرد.
دیگه این اواخر بابام در خیارشورو که سفت میبست همون لحظه خودش دوباره درشو باز میکرد میرفت آشتی 😂😂