‏یه بارم رفتیم شمال از تو ماشین دیدم چندتا زن و مرد تو مزرعه اند
گفتم خوشبحال این روستاییا تو این سبزی و طبیعت زندگی میکنن
بابام زد بغل با چک و لقد انداختم تو زمین گفت یالا کار کن مگه نمیگی خوشه،یالا مفت خور
روستاییا به زور قسم و قرآن از زیر دستش درم آوردن انداختنم صندوق عقبemoji