نه ماه...

اين غم رو بايد زاييد و سپردش به خاك. اما نه زاده ميشه ، نه فراموش . هر روز بزرگ و بزرگتر ميشه.
ريشه ميكنه تو رگ هام. با هيچ بادى نميره كه خودش طوفانِ ..با هيچ آبي شسته نميشه خودش گردابه ..

من اما.. سرگردون و حيرون هر روز براش مادرى ميكنم، تو خودم نگهش ميدارم. شيره جونم رو بهش ميدم تا اگه، روزى روزگارى هواى برگشتن به سرت زد اونى كه بد عهدى كرده من نباشم. اونى كه مونده تا پاي جون، بي منت، بي قضاوت خالص و مخلص منم.. اونى كه رفته بي حرف و مهر و خاطره تو نباش🙏

آخراى گفتنمه ،آخراى خواستنم، اگه فرقى داره برات دست بجنبون