خود گنه کاریم و از دنیا ؛
شکایت میکنیم !
غافل از خود ، دیگری را هم قضاوت میکنیم !

کودکی جان میدهد ؛
از درد فقر و ما هنوز ...
چشم میبندیم و ؛ هر شب خواب راحت میکنیم !

عمر کوتاه است و؛
دنيا فانی و با این وجود ...
ما به این دنیای فانی ؛ زود عادت میکنیم !

ما که بردیم آبروی عشق ،
پس دیگر چرا ...
عشق را با واژه مان ؛ بی شرافت میکنیم ؟

کاش پاسخ داشت ؛
این پرسش که ما در زندگی ...
با همین اما ؛ چرا احساس غربت میکنیم ؟

من به این مصرع یقین دارم که ؛
روزی میرسد !
سوره ای از عشق را ؛
با هم قرائت میکنیم