loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : هوشنگ_ابتهاج

چشمهایش چشمهایش
2 روز

چه خواهش‌ها
در این خاموشی گویاست...!


چشمهایش چشمهایش
15 روز

آه …
هرگز صد عکس، پُر نخواهد کرد
جایِ یک زمزمه ی ساکتِ پا را بر فرش...


چشمهایش چشمهایش
25 روز

بی تو دیگر، سر ساز و دل آوازم نیست...

چشمهایش چشمهایش
27 روز

خیال دیدنت
چه دلپذیر بود
جوانیم در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

این شاخ خشک
زنده به بوی بهار توست


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

صبح می خندد و باغ از
نفس گرم بهــــــــــار

می گشاید مژه و می شکند
مستی خواب


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

خودم‌ را بى ‌تو دلخوش ‌می کنم ‌
جانا به‌ هر نوعی

گَهى ‌با اشکِ جانفرسا،
گَهى ‌لبخندِ مصنوعی...


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

گفتم مرو
رفتی و بدبیراه رفتی
از دیده افتادی ولی از دل نرفتی...!


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

خودم‌ را بى ‌تو دلخوش ‌می کنم ‌جانا به‌ هر نوعی

گَهى ‌با اشکِ جانفرسا، گَهى ‌لبخندِ مصنوعی


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

از دیده افتادی ولی از دل نرفتی ...



صفحات: 1 2