loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : نزار_قبانی

چشمهایش چشمهایش
1 ماه

چشمانت
آخرین چیزی‌ست
که از میراثِ عشق،
باقی می‌ماند...!


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

سخنت شعر است
خاموشی‌ات شعر
و عشقت
آذرخشی
ميان رگ هايم
چونان سرنوشت...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

بی‌دهان تو
کجاست طعم شراب؟
و بی‌تو هیچ عطرِ زیبایی نیست
تو پیشینه‌ی تمام عطرهایی.


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

برایش دیوانه شو
چرا که عشقی عاقلانه
هیچ زنی را
افسون نمی کند!!


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

وقتی کلمات ناتوانند
بگذار تو را با سکوت بگویم.


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

‏محبوب من!
تمام چیزی که ذهنم را مشغول کرده
این است که حال تو
و حال چشمهایت خوب باشد...


°º¤❄ عـالیــــه ❄¤º° °º¤❄ عـالیــــه ❄¤º°
در شــــــــکوفه سـپیـــــــــد . 5 ماه

بگذار برایت چای بریزم
امروز به ‌شکل غریبی خوبی
صدایت نقشی زیباست بر جامه‌ای مغربی
و گلوبندت چون کودکی بازی می‌کند زیر آیینه‌ها…
و جرعه‌ای آب از لب گلدان می‌نوشد
بگذار برایت چای بیاورم،
راستی گفتم که دوستت دارم؟
گفتم که از آمدنت چقدر خوشحالم؟
حضورت شادی‌بخش است مثل حضور شعر
و حضور قایق‌ها و خاطرات دور...


loading...
چشمهایش چشمهایش
5 ماه

وقتی گفتم : دوستت دارم
می دانستم انقلابی است علیه قبیله
و ناقوس رسوایی آنها را زده بودم...
می‌خواستم برانداز سلطه باشم
تا جنگل ها انبوه برویند
تا آبی دریاها فزونی یابد..


°º¤❄ عـالیــــه ❄¤º° °º¤❄ عـالیــــه ❄¤º°
در شــــــــکوفه سـپیـــــــــد . 7 ماه

محبوبم می‌پرسد:
تفاوت میان من و آسمان چیست؟
تفاوت این است عشق من
وقتی تو می‌خندی
آسمان از یادم می‌رود.



چشمهایش چشمهایش
7 ماه

برف نگران ام نمی کند
حصار يخ رنج ام نميدهد
زيرا پايداری می کنم
گاهی با شعر
و گاهی هم با عشق
که برای گرم شدن
وسيله ای ديگری نيست
جز آنکه دوستت بدارم


صفحات: 1 2