loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : نزار_قبانی

چشمهایش چشمهایش
1 روز

وقتی کلمات ناتوانند
بگذار تو را با سکوت بگویم.


چشمهایش چشمهایش
10 روز

‏محبوب من!
تمام چیزی که ذهنم را مشغول کرده
این است که حال تو
و حال چشمهایت خوب باشد...


°º¤❄ عـالیــــه ❄¤º° °º¤❄ عـالیــــه ❄¤º°
در شــــــــکوفه سـپیـــــــــد . 17 روز

بگذار برایت چای بریزم
امروز به ‌شکل غریبی خوبی
صدایت نقشی زیباست بر جامه‌ای مغربی
و گلوبندت چون کودکی بازی می‌کند زیر آیینه‌ها…
و جرعه‌ای آب از لب گلدان می‌نوشد
بگذار برایت چای بیاورم،
راستی گفتم که دوستت دارم؟
گفتم که از آمدنت چقدر خوشحالم؟
حضورت شادی‌بخش است مثل حضور شعر
و حضور قایق‌ها و خاطرات دور...


loading...
چشمهایش چشمهایش
24 روز

وقتی گفتم : دوستت دارم
می دانستم انقلابی است علیه قبیله
و ناقوس رسوایی آنها را زده بودم...
می‌خواستم برانداز سلطه باشم
تا جنگل ها انبوه برویند
تا آبی دریاها فزونی یابد..


°º¤❄ عـالیــــه ❄¤º° °º¤❄ عـالیــــه ❄¤º°
در شــــــــکوفه سـپیـــــــــد . 3 ماه

محبوبم می‌پرسد:
تفاوت میان من و آسمان چیست؟
تفاوت این است عشق من
وقتی تو می‌خندی
آسمان از یادم می‌رود.



چشمهایش چشمهایش
3 ماه

برف نگران ام نمی کند
حصار يخ رنج ام نميدهد
زيرا پايداری می کنم
گاهی با شعر
و گاهی هم با عشق
که برای گرم شدن
وسيله ای ديگری نيست
جز آنکه دوستت بدارم


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

‏محبوب من!
تمام چیزی که ذهنم را مشغول کرده
این است که حال تو
و حال چشمهایت خوب باشد...


چشمهایش چشمهایش
5 ماه

برای من
که به ابدیت ایمان ندارم !
برای یک هفته ،
برای چند روز ،
برای یک ساعت ،
دوستم بدار ...!

چشمهایش چشمهایش
5 ماه

دلم را
که مرور می‌کنم،
تمام آن،
از آنِ توست...


loading...
چشمهایش چشمهایش
5 ماه

من از عشق نمی‌نویسم
فقط از تو می‌نویسم ،
و عشق خود از کلامم
زاده می‌شود ...



‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌

صفحات: 1 2