loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : نرگس_صرافیان_طوفان

چشمهایش چشمهایش
3 روز

آدم برای اینکه احساس زنده بودن کند، باید کسی را دوست داشته باشد.

باید کسی را دوست بداری تا هر صبح دلیل محکمی برای بیدار شدن داشته باشی و هربار که به بن‌بست رسیدی برهان قاطعی برای جا نزدن و ادامه دادن...

باید کسی را دوست بداری تا "هر نفس که فرو می‌رود ممد حیات باشد و هر نفس که بیرون می‌رود مفرح ذات"...

باید کسی را دوست بداری تا با تماشای نور باریک و ضعیف ماه، غرق اشتیاق شوی و با شنیدن آوای آرام جیرجیرک‌ها، احساس رهایی کنی.

آنان که کسی را دوست دارند، احساس زنده‌بودن می‌کنند و آنان که توسط کسی دوست داشته می‌شوند، زندگی می‌کنند...

چه خوشبختند آنان که دوست دارند و چه خوشبخت‌ترند آنان که دوست داشته می‌شوند...




بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
7 روز

باید برای بعضی "از دست دادن‌ها" از خدا تشکر کرد و برای بعضی رفتن‌ها، از آدم‌ها...

باید تشکر کرد که رفتند و از دست رفتند و ما را قوی‌تر کردند. باید تشکر کرد که ما را با نعمت بزرگِ نداشتن خودشان آشنا کردند. که گاهی نداشتن‌ها پر منفعت‌تر است از داشتن‌ها، و از دست دادن‌ها آموزنده‌تر است از به دست آوردن‌ها.

باید اعتراف کرد که اگر نمی‌رفتند ما هرگز ارزش واقعی خودمان را نمی‌فهمیدیم و تنهایی ایستادن را بلد نمی‌شدیم.

باید اعتراف کرد که اگر از دستشان نمی‌دادیم، آرامشمان را به دست نمی‌آوردیم.

باید اعتراف کرد که اگر هنوز هم بودند؛ ما آدمِ جسورِ امروز نبودیم...




بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
8 روز

خدایا ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریزپا نبود، که می‌شد لابه‌لای همین مشکلات و دغدغه‌های ریز و درشت، با خیالی آسوده فنجانی برداشت، چایی ریخت، کنار پنجره‌ای ایستاد و در کمال اطمینان و آرامش، نفسی عمیق کشید.

که می‌شد کسی را به آغوش کشید و آرام شد، می‌شد دستان کسی را گرفت و بدون هراس، تمام شهر را قدم زد و غصه‌ها را فراموش کرد.

دلمان لک زده برای یک لبخند، یک خیال تخت...

دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی.

خدایا در آغوشمان بگیر که خسته‌ایم،

خودت حال زمین را خوب کن.




بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
9 روز

امروز روز قشنگی‌ست...



روز قشنگی‌ست که خورشید، انگشت‌های باریک و گرمش را از شیار شیشه‌ها به داخل کشیده و آرام، گونه‌های سرد مرا نوازش می‌کند.

روز قشنگی‌ست که شمع‌دانی‌ها گل کرده‌اند و کاکتوس‌ها جوانه زده‌اند.

روز قشنگی‌ست که گنجشک‌ها پشت پنجره دارند دنبال دانه می‌گردند.

امروز روز قشنگی‌ست و حال من به مراتب خوب است.

حالم شبیه به حال گنجشک‌ها، حالم شبیه به حال گل‌های همیشه بهار و شمع‌دانی‌ست، وقتی که تازه گل داده‌اند و خورشید هم به آرامش و وقار آن‌ها می‌تابد.

امروز روز قشنگی‌ست و من اجازه نخواهم داد خبرهای روز و آدم‌های دیروز، زیباییِ امروزم را خراب کنند...




بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
12 روز

این حال‌ و‌ هوای پاییزی، جان میدهد برای قدم زدن‌های طولانی، جان میدهد که فارغ از تمام غصه‌های روزگار، خودت را برداری و به دست‌های مهربان خیابان بسپاری و فراموش کنی تمام دغدغه‌های بی‌ثمری که فقط آرامشت را میگیرند...

باید قدم زد، باید فراموش کرد، باید برای ساعاتی هم که شده بی خیال بود...




چشمهایش چشمهایش
14 روز

خشونت علیه زنان؛ همین اجبار هاست، همین حق انتخاب ندادن ها، همین کم حساب کردن ها، همین ندیدن ها، همین محدود کردن ها!

این که زنی جسارت انتخاب تصویر پروفایلش را نداشته باشد، این که پوشش اش را ، شغلش را و تفریحش را ... دیگران انتخاب کنند، این که ضعیفه خطابش کنند !

حتی همین که زنی در گوشه ای از این زمین گوشواره های دلبرانه اش را به گوش کرده، لب هایش را پر رنگ می کند ، لاک می زند و مردِ زندگی اش او را و احساس و ظرافت زنانه اش را نادیده می گیرد، نهایت خشونت علیه یک زن است .

وقتی زنی به اقتضای تفکر قالب جامعه، تشویق به تغییر اندام یا چهره اش می شود و تمامیت خودش را دستکاری می کند تا جامعه و دیگران را راضی نگه دارد ، تا به روز باشد، تا مقبول و بی نقص باشد ؛ تن زنانگی چند هزار ساله ی زمین ، در گور می‌لرزد .

هر لحظه جنایتی علیه زنان درحال وقوع است

خودمان را به نفهمیدن نزنیم،

خشونت؛ از هیچ کداممان بعید نیست !







25 نوامبر ، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
17 روز

خدایا، جوری آفریدی‌‌ که ساده دلخوش شویم، پس دلخوشی‌های ساده هم بفرست.

بسنده می‌کنیم به نور، به ماه، به گیاه،

بسنده می‌کنیم به عبور، به جاده، به راه،

بسنده می‌کنیم به رفیق،

خدایا، برای دل‌های تنهامان رفیق می‌شوی؟!

که با جاده و با ماه و آفتاب، سخن از عشق و اندوه نتْوان گفت،

و از فراموشی و لبخند، نتوان شنفت،

بسنده می‌کنیم به نور گستاخی که هر صبح با دیوارهای فسرده‌ی اتاق، هم‌آغوش است،

بسنده‌ می‌کنیم به زندگی که با ناملایمتی‌ها دست به گریبان و جهانی از جسارتش برای ادامه، مدهوش است.

تو برای ما کافی هستی و ما بسنده می‌کنیم به تو،

"یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ"...




بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
19 روز

خودت را رها کن، ذهنت را، روانت را، خاطراتت را...

خالی کن خودت را از فکر روزهای آسان یا سختی که پیش رو داری، چالش‌های جدیدی که با آن‌ها مواجهی، آزمون‌های ساده یا پیچیده‌ای که داری و تمام نگرانی‌های ریز و درشتی که در صندوقچه‌ی افکارت تلنبار کرده‌ای. رها باش از دغدغه‌ی اتفاقات تلخی که هنوز نیفتاده‌اند و به احتمال زیاد، هرگز هم نخواهند افتاد.

بالآخره روزهای سخت هم می‌گذرند، چالش‌ها را پشت سر می‌گذاری، آزمون‌ها به نتیجه‌های متوسط یا مطلوب می‌رسند و فقط این نگرانی‌های تو هستند که بی‌ثمر، یقه‌ی آرامشت را چسبیده‌اند و به لحظاتت برچسب تلخ بیقراری می‌زنند.

رها باش... همینطور که با ‌طمأنینه و آرامش، تلاشت را برای رسیدن به بهترین نتایج می‌کنی و برای مشکلاتت دنبال راه حل می‌گردی، فراموش نکن که بالآخره تمام می‌شود و تو باید آرام و صبور باشی. نگرانی و اضطراب، نه تنها همه چیز را بدتر می‌کند که تو را هم آشفته‌تر و شکسته‌تر و غمگین‌تر...




بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
20 روز

《قوی باش》



من به تو می‌گویم که قوی باشی و می‌دانم که گاهی کلمات، واقعا معجزه می‌کنند.

من روزهای سخت زیادی دیده‌ام، رنج‌های زیادی کشیده‌ام و اندوه زیادی را به جانم، خریده‌ام. من تا انتهای دردهای زیادی رفته‌ام، زخم‌های زیادی را به جان لمس کرده و پایان اندوه‌های زیادی را به چشم، دیده‌ام.

من به تو می‌گویم که قوی باشی چون دیده‌ام که تمام مسیرهای درد، به مقصدهای خوبی می‌رسند و هیچ مسیری خالی از امّید نیست. که هیچ شبی بدون ماه و هیچ ماهی، بدون خورشید نیست.

من به تو می‌گویم که قوی باش و ایمان دارم که گاهی کلمات، واقعا معجزه می‌کنند...




بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
25 روز

آبان، ماه خوب من، تمام نشو!

تویی که مفهوم حقیقی پاییزی،

تویی که بیشتر از هر ماه و هر فصل و هر زمان، خاطره انگیزی!

بعد از تو هیچ خیابانی راه و رسم دلبری را بلد نیست،

و نبض تمام خاطره‌ها بدون عطر حضور تو، می ایستد!

تو می روی ...

من می‌مانم و زمستانی‌ترین پاییز،

من می‌مانم و بارانی‌ترین ابرها،

من می‌مانم و سرمای نحسی؛ که هیچ حرفی برای گفتن ندارد!

تو می‌روی و من جا می‌مانم...

دلم برای ثانیه های خاطره انگیزت،

دلم برای حال و هوای بی نظیر تو، تنگ می‌شود،

ماه من...




بیشتر...

صفحات: 1 2 3 4 5