loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : ناظم_حکمت

چشمهایش چشمهایش
22 روز

تو آنجایی

و آنجا نمی‌داند

که چقدر خوشبخت است!




loading...
چشمهایش چشمهایش
4 ماه

و ما،

زمستان دیگرى را سپرى خواهیم کرد.

با عصیان بزرگى که درونمان هست

و تنها چیزى که گرممان مى‌دارد،

آتش مقدّس امیدواریست!




loading...
چشمهایش چشمهایش
6 ماه

زندگی

مشغله‌ای جدی است

درست مثل دوست داشتن تو




loading...
چشمهایش چشمهایش
9 ماه

تنهایی

چیزهای زیادی به انسان می‌آموزد

اما تو نرو

بگذار من نادان بمانم ...!




loading...
چشمهایش چشمهایش
1 سال


زندگی
مشغله‌ای جدی است
درست مثل دوست داشتن تو


چشمهایش چشمهایش
1 سال

بیا با من
به آنجا رویم
که شادی جرم نیست.


loading...
چشمهایش چشمهایش
1 سال

آنقدر
دوستت دارم و
آنچنان دلتنگ ات هستم
که جز این دو فعل
اگر چیز دیگری بگویم بیهوده‌ست...


چشمهایش چشمهایش
2 سال

شعر هایم
به تمنای چشمان توست
چشمهایت را نبند
هستی ام به باد می رود...


loading...
چشمهایش چشمهایش
2 سال

کتابی می خوانم،
تو در آنی
ترانه ای می شنوم،
تو در آنی
نان می خورم
در برابرم توئی
ای هميشه حاضر من


چشمهایش چشمهایش
2 سال

آنقدر دوستت دارم
و آنچنان دلتنگت هستم
که جز این دو فعل،
اگر چیز دیگری بگویم
بیهوده‌ست...


صفحات: 1 2