loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : مولانا

چشمهایش چشمهایش
2 روز

نیست مرا، جز تو دوا
ای تو دوای
دلِ من...!


چشمهایش چشمهایش
9 روز

چه کرده ای تو با دلم...
که نازِ تو... نـــیازِ مــاست!


.

چشمهایش چشمهایش
14 روز

عشق پاکم
پر کن از باده ی چشمت
قدح صبحِ مرا
خود بگو
من زِ تو سرمست شوم
یا خورشید ...؟!


loading...
چشمهایش چشمهایش
17 روز

چند گویم قبله،کامشب
هر یکی را قبله‌ایست

قبـله‌ها گـردد یکی
گر تو شب افروزی کنی


چشمهایش چشمهایش
26 روز

دانی که از چه خندم؟
از همت بلندم
زیرا به شهر عشقت
بر عاشقان امیرم


چشمهایش چشمهایش
1 ماه

دل در بر من زنده برای غم تست
بیگانهٔ خلق و آشنای غم تست
لطفیست که میکند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم تست


چشمهایش چشمهایش
1 ماه

یکی جویم
یکی گویم
یکی دانم
یکی خوانم ...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

باز فرو ريخت عشق ، از در و ديوار من


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

دردی است غیر مردن
آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم
این درد را دوا کن...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

در عشق اگر بی ‌جان شوی
جان و جهانَت من بَسَم


loading...
صفحات: 1 2 3 4 5