loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : معصومه_صابر

چشمهایش چشمهایش
2 ماه

خسته از عمری زمستانم
بهارم می‌شوی...؟


loading...
چشمهایش چشمهایش
2 ماه

خنده ات
دستی ست
که مرگِ مرا
هر روز
دورتر می‌اندازد...


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

می روم‌
بی خویشتن
شاید فراموشت کنم ....


چشمهایش چشمهایش
5 ماه

دقیقه ی آخر،
پاییز، تقویم را معطل می کند
شاید برگردی...
یلدا مگر همین نیست؟


loading...