loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : لیلا_مقربی

چشمهایش چشمهایش
1 ماه

.

گاهی هم دوست داشتن ها

آنطوری که می‌خواهیم نیست

نه از دیوانگی خبری هست و

نه از خنده های بلند

نه از سورپرایزهای شیک...

لابه لای ژست های مردانه و زنانه

رنگِ مسئولیت گرفتند

اما این دوست داشتن ها جنسش مرگ ندارد

از همان‌هایی که صاحبانشان

به پای هم پیر می‌شوند

نه از هم سیر...






چشمهایش چشمهایش
1 ماه

میخواهم

اولین کسی باشم که داری ...

میخواهم

آخرین کسی باشم که داری ...

اصلا میخواهم

تنها کسی باشم که داری ...

میخواهم

از هر طرف که میروی ، به من برسی ...

هرچه میخواهی ، برای من باشد ...

میخواهم

چشمت جز من کسی را نبیند ...

گوشت جز من کسی را نشنود ...

میخواهم

خودخواه ترین عاشق باشم

وقتی که معشوق تو باشی ...

میخواهم

تنها کسی باشم که دوستت دارد ...

تنها کسی باشم که دوستش داری ...




چشمهایش چشمهایش
1 ماه

مثلا همین حالا

که فکرش را هم نمی‌کنم

دلت تنگ شود

دلت خیلی تنگ شود

و یادت برود که از من دلخوری

اصلا یادت بیاید

اما آنقدر دلت تنگ شده باشد

که تاب نیاوری

چشمهایت را ببندی

یک نفس عمیق بکشی

و برایم بنویسی



"دوستت دارم"




چشمهایش چشمهایش
3 ماه

حالِ بیدار شدن نیست !

با خیالِ تو باید

خوابید ؛

رویا دید ؛

صبح ارزانی مردم

دلِ من خوابِ تو را می‌خواهد ...




چشمهایش چشمهایش
4 ماه

با تو هر بار سلام و

با تو هر صبح بهشت...



خیرِ هر روزِ من از بوسه‌ات آغاز گرفت ...!




loading...
چشمهایش چشمهایش
4 ماه

مگر یک آدم

چقدر توان دارد

که دوست بدارد و

دوست داشته نشود ..




loading...
چشمهایش چشمهایش
4 ماه

تو آن

آزارِ شیرینی

که دلخواه است تکرارَت

و من هر بار

از هر بار

بیشتر دوستت دارم،،،




loading...
چشمهایش چشمهایش
5 ماه

دوستت دارم هایت را بگو ...

تو اگر نیازِ گفتن نداری

من

سخت محتاجِ شنیدنم...




loading...
چشمهایش چشمهایش
5 ماه

کاش یک صبح

هوای مرا

دلت بهانه کند






چشمهایش چشمهایش
6 ماه

این شب نیست که طولانی‌ست

خیال داشتن تو است که بند نمی‌آید...








صفحات: 1 2 3 4