loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : فروغ_فرخزاد

چشمهایش چشمهایش
1 ماه

دلت را بِتکان ...
اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمين
بگذار همانجا بماند !
فقط از لابه لای اشتباه‌هايت
يک تجربه را بيرون بکش
قاب کن و بزن به ديوار دلت !
اشتباه کردن اشتباه نيست
در اشتباه ماندنּ اشتباه است !


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

چگونه ناتمامی قلبم بزرگ شد
و هیچ نیمه ای
این نیمه را تمام نکرد ...


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

او نمی‌داند که من
دوست می‌دارم جنون عشق را
من نمی‌خواهم که حتی لحظه‌ای
لحظه‌ای از یاد او
غافل شوم...


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

می خواهمت هنوز و
به جان دوست دارمت...


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

چگونه ناتمامی قلبم بزرگ شد
و هیچ نیمه ای این نیمه را
تمام نکرد ...


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

بعد از او بر هر چه رو كردم
ديدم افسون سرابی بود
آنچه می‌گشتم به دنبالش
وای بر من، نقش خوابی بود


چشمهایش چشمهایش
5 ماه

لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش های لبهای عاشق من بسپار..


چشمهایش چشمهایش
5 ماه

فردا اگر
ز راه نمی آمد
من تا ابد
کنار تو می ماندم..!


loading...
چشمهایش چشمهایش
5 ماه

چقدر زیباست
ڪسی را دوست بداریم
نه برای نیاز "
نه از روی اجبار "
و نه از روی تنهایی "
فقط برای اینڪه
ارزشش را دارد ...


چشمهایش چشمهایش
6 ماه

محو شد در جنگل انبوه تاریکی
چون رگ نوری طنین آشنای من
قطره اشکی هم نیفشاند آسمان تار
از نگاه خسته ابری به پای من


صفحات: 1 2 3 4