loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : فروغ_فرخزاد

چشمهایش چشمهایش
23 روز

من اتفاقی بودم

كه انگار تنها در

چشمانِ تو رخ ميداد!




loading...
چشمهایش چشمهایش
1 ماه

بی آنکه بخواهم

تمامِ من شده بودی .




loading...
چشمهایش چشمهایش
2 ماه

همچون نسیمِ صبح

لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو

اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم

در سینه هیچ نیست

به جز آرزوی تو ♥️




چشمهایش چشمهایش
2 ماه

زندگی‌ گر هزار باره بٌوَد ،

بارِ ديگر تو ...

بارِ ديگر تو ...




loading...
چشمهایش چشمهایش
4 ماه

دلت را بِتکان ...
اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمين
بگذار همانجا بماند !
فقط از لابه لای اشتباه‌هايت
يک تجربه را بيرون بکش
قاب کن و بزن به ديوار دلت !
اشتباه کردن اشتباه نيست
در اشتباه ماندنּ اشتباه است !


چشمهایش چشمهایش
6 ماه

چگونه ناتمامی قلبم بزرگ شد
و هیچ نیمه ای
این نیمه را تمام نکرد ...


چشمهایش چشمهایش
6 ماه

او نمی‌داند که من
دوست می‌دارم جنون عشق را
من نمی‌خواهم که حتی لحظه‌ای
لحظه‌ای از یاد او
غافل شوم...


چشمهایش چشمهایش
6 ماه

می خواهمت هنوز و
به جان دوست دارمت...


چشمهایش چشمهایش
7 ماه

چگونه ناتمامی قلبم بزرگ شد
و هیچ نیمه ای این نیمه را
تمام نکرد ...


چشمهایش چشمهایش
7 ماه

بعد از او بر هر چه رو كردم
ديدم افسون سرابی بود
آنچه می‌گشتم به دنبالش
وای بر من، نقش خوابی بود


صفحات: 1 2 3 4