loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : فروغ_فرخزاد

چشمهایش چشمهایش
4 ماه



وقتی که زندگیِ من هیچ چیز نبود،

هیچ چیز به جز تیک تاکِ ساعت دیواری. دریافتم باید، باید، باید دیوانه وار دوست بدارم کسی را که مثلِ هیچکس نیست♥️




loading...
چشمهایش چشمهایش
5 ماه

‌ای

خطوطِ پیکرت

پیراهنم




loading...
چشمهایش چشمهایش
5 ماه

می خواهمت هنوز

و به جان دوست دارمت...❤️




loading...
چشمهایش چشمهایش
6 ماه

نه آرامشت را به چشمی وابسته کن،

نه دستت را به گرمای دستی دلخوش

چشم ها بسته می شوند و دست ها مشت می شوند

و تو می مانی و یک دنیا تنهایی..




loading...
چشمهایش چشمهایش
7 ماه

نه آرامشت را به چشمی وابسته کن

نه دستت را به گرمای دستی دلخوش!

چشم ها بسته می‌شوند و دست ها مشت می‌شوند؛

و تو می‌مانی و یک دنیا تنهایی....




چشمهایش چشمهایش
8 ماه

من اتفاقی بودم

كه انگار تنها در

چشمانِ تو رخ ميداد!




loading...
چشمهایش چشمهایش
9 ماه

بی آنکه بخواهم

تمامِ من شده بودی .




loading...
چشمهایش چشمهایش
9 ماه

همچون نسیمِ صبح

لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو

اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم

در سینه هیچ نیست

به جز آرزوی تو ♥️




چشمهایش چشمهایش
10 ماه

زندگی‌ گر هزار باره بٌوَد ،

بارِ ديگر تو ...

بارِ ديگر تو ...




loading...
چشمهایش چشمهایش
12 ماه

دلت را بِتکان ...
اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمين
بگذار همانجا بماند !
فقط از لابه لای اشتباه‌هايت
يک تجربه را بيرون بکش
قاب کن و بزن به ديوار دلت !
اشتباه کردن اشتباه نيست
در اشتباه ماندنּ اشتباه است !


صفحات: 1 2 3 4 5