loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : فروغ_فرخزاد

چشمهایش چشمهایش
14 روز

چگونه ناتمامی قلبم بزرگ شد
و هیچ نیمه ای
این نیمه را تمام نکرد ...


چشمهایش چشمهایش
20 روز

او نمی‌داند که من
دوست می‌دارم جنون عشق را
من نمی‌خواهم که حتی لحظه‌ای
لحظه‌ای از یاد او
غافل شوم...


چشمهایش چشمهایش
23 روز

می خواهمت هنوز و
به جان دوست دارمت...


چشمهایش چشمهایش
1 ماه

چگونه ناتمامی قلبم بزرگ شد
و هیچ نیمه ای این نیمه را
تمام نکرد ...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

بعد از او بر هر چه رو كردم
ديدم افسون سرابی بود
آنچه می‌گشتم به دنبالش
وای بر من، نقش خوابی بود


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش های لبهای عاشق من بسپار..


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

فردا اگر
ز راه نمی آمد
من تا ابد
کنار تو می ماندم..!


loading...
چشمهایش چشمهایش
3 ماه

چقدر زیباست
ڪسی را دوست بداریم
نه برای نیاز "
نه از روی اجبار "
و نه از روی تنهایی "
فقط برای اینڪه
ارزشش را دارد ...


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

محو شد در جنگل انبوه تاریکی
چون رگ نوری طنین آشنای من
قطره اشکی هم نیفشاند آسمان تار
از نگاه خسته ابری به پای من


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

بدی های من بخاطر بدی کردن نیست
بخاطراحساس شدیدِ خوبی های
بی حاصل است!


صفحات: 1 2 3 4