loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : فاطمه_جوادی

چشمهایش چشمهایش
6 روز

دوست داشتنم توی کلمه ها نمیگنجید ،
به جای گفتنش بوسیدمش ...!


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

دوست داشتنم توی کلمه ها نمیگنجید ،
به جای گفتنش بوسیدمش ...!


چشمهایش چشمهایش
6 ماه

"سبزی" چهارخانه ی پیراهنت،
"ساعت" های کنار هم بودنمان،
"سیر" نگاه کردنت،
"سیب"ِ لبخندت،
"سکه" های متبرک شده با لمسِ دستانت،
"سمنویی" به شیرینی لحظه هایمان
و سین هفتم هم بماند
برای "سایه ات" روی زندگیم ...
نیکو ترین سال ممکن است،
سالی که بهارش تو باشی....


loading...
چشمهایش چشمهایش
8 ماه

نمیدانی داشتنت،
میانِ تمامِ این نداشتن ها
میانِ تمامِ این نخواستن ها
میانِ تمامِ این نرسیدن ها
میانِ تمام این تلخیِ آخر قصه های امروزی،
چقدر میچسبد...


چشمهایش چشمهایش
9 ماه

نسبتِ ما
توی واژه ی دوست نمیگنجد..
آنقدر هم نزدیک نیستیم،
که بشود نام عشق رویش گذاشت...
شما بگویید؛
دو نفری که باهم به نتیجه نمیرسند
و بی هم به صبحِ فردا
نسبتشان چیست؟