loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : فاضل_نظری

چشمهایش چشمهایش
23 ساعت

ظاهر آراسته‌ام
در هوس وصل ،ولی

من پریشان‌تر از آنم
که تو می‌پنداری...


چشمهایش چشمهایش
4 روز

پر میکشی و
وای به حال
پرنده ای
کز میله قفسی
عاشقت شده ست....


چشمهایش چشمهایش
6 روز

شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار
بازهم پنجره ای در دل سیمانی ماست



چشمهایش چشمهایش
12 روز

بین ماهی های اقیانوس
و ماهی های تنگ؛
هیچ فرقی نیست،
وقتی چاره ای جـز آب نیسـت . . .!


چشمهایش چشمهایش
17 روز

به دام زلف بلندت دچار و سردرگم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم


آسمان آبی آسمان آبی
17 روز

آنکه یک عمـر
به شوق تـو...
در این کوچه نشست،
حال وقتی
به لب پنجره می آیی نیست...


loading...
چشمهایش چشمهایش
18 روز

شادمانی خود غم دنیاست پس بی‌اعتنا
مثل گل در محفل غم‌ها و شادی‌ها بخند


چشمهایش چشمهایش
21 روز

آسمانی شدن از خاک بُریدن می خواست
بی سبب نیست که فواره فرو ریختنی است


چشمهایش چشمهایش
28 روز

با دلت حسرتِ هم صحبتی ام هست ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم...؟!


چشمهایش چشمهایش
30 روز

چه خواهد کرد با ما عشق؟
پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیده‌تر کردی معما را


صفحات: 1 2