loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : علی_سید_صالحی

چشمهایش چشمهایش
5 روز

دوای دردم بود پاییز

تا اون روزی که تو معنیش رو عوض کردی و شد «زهر»، شد «نمک روی زخم»...

پاییز، خودش معنی نداشت آدما بهش معنی دادن، با بودنشون، با رفتنشون!








چشمهایش چشمهایش
10 ماه

عشق،
تعریف ساده‌ای دارد؛
«چشمانت»...


چشمهایش چشمهایش
11 ماه

آرامشی نیست
پشت هیاهوی نبودنش
اما تو برقص ،برقص،برقص
باید که پرت شود دلم
از بی خیالی اش...


چشمهایش چشمهایش
1 سال

جان دلم
شرط دل دادن
دل گرفتن است
وگرنه یکی بی دل می ماند
و دیگری دو دل!


چشمهایش چشمهایش
1 سال

" صبح بخیر " گفتن
چه رسمِ شیرینی‌ ست

وقتی که هر روز بهانه ‌ام می ‌شود
برای بوسیدنت ...


loading...