loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : علي_قاضي_نظام

چشمهایش چشمهایش
3 روز

انعكاس نور خورشيد
اول صبح در چشمانت
خوشبختی ام را ترسيم ميكند!
چشم باز ميكنى؟!


loading...
چشمهایش چشمهایش
8 روز

براى من هميشه به زبان آوردن
"دوستت دارم" سخت بوده...
حاضرم از دور كسى را دوست داشته باشم،
اما اينكه ندانم بعد از آنكه
باخبر شد از احساسم،
چه اتفاقى مى افتد،
عذابم ميدهد...
شده ماه ها با يك نفر از دور عاشقى كردم،
دوستش داشتم،
اما توان بيان كردنش را نداشتم هرگز...

loading...
چشمهایش چشمهایش
9 روز

ديوارِ اتاقم
پُر شده از چوب خطهايي كه نبودنت را به رُخ ميكشد...


چشمهایش چشمهایش
22 روز

اين هوا چتر نميخواهد...
من را ميخواهد...
تو را ميخواهد...
خيابان وليعصر را ميخواهد...
قهوه هاي تلخِ كافه نادري را ميخواهد...
بوسه هاي هول هولكيِ پر از شرم را ميخواهد...


چشمهایش چشمهایش
23 روز

من امّا
جلوى دخترمان
روزى هزار بار قربان صدقه ات ميروم!
چشم و گوشش باز شود اتفاقاً...
بايد بفهمد
"مَرد"خواستنش را فرياد ميزند!


چشمهایش چشمهایش
23 روز

بال و پر دادنِ زياد،
به آدمها توهمِ پرواز ميدهد



loading...
چشمهایش چشمهایش
29 روز

آخرِ شب هايمان
بيشتر به فيلمهاى هندى شبيه شده...
يك تنه،جلوى صدها فكر و خيال مى ايستيم
و همه شان را از پا در مى آوريم!