loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : عبید_زاکانی

چشمهایش چشمهایش
1 ماه

خوشوقت عاشقی که دمی یاریار اوست
خرم دلی که دلبر او غمگسار اوست


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

خرم کسی که با تو روزی به شب رساند
یا چون تو نازنینی شب در کنار دارد...


چشمهایش چشمهایش
5 ماه

از خط و خال و
بناگوش و لب و چشم و رُخَت
هرکه یک بوسه
طمع داشت غلط شَش می‌کرد



چشمهایش چشمهایش
5 ماه

ز عکس چهرهٔ خود چشم ما منور کن
که دیده را جز از آن وجه روشنائی نیست