loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : عباس_معروفی

چشمهایش چشمهایش
2 ماه

هَمین كه میدانم
كسى شبیه تو نیست ؛
چقد دلهُره‌ آورتر از
نبودنِ توست ..


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

وقتی خدا می‌خواست تو را بسازد ،
چه حال خوشی داشت
چه حوصله‌ای ...



چشمهایش چشمهایش
4 ماه

چشمانت را نمی‌فهمم
هیچ‌وقت ارتباط برقرار نکردم، با هنرهایِ مفهومی..
با من ، سنتی ، به زبانِ ساده‌یِ نوازش با دستانت حـرف بـزن...


چشمهایش چشمهایش
4 ماه


‌با خیالت زندگی می‌کنم
و با خودت عاشقی
کاش دو بار زاده می شدم!
یکی برای مردن در آغوش تو...
یکی برای تماشای عاشقی کردنت !


چشمهایش چشمهایش
5 ماه

گفته بودی بلدی
حال مرا خوب کنی

حال ما خوب خراب است
به آن دست نزن...!!


چشمهایش چشمهایش
5 ماه

باز ‎عاشقت شدم؛
داشتم آهنگی گوش می‌‌دادم
که شبیه موهای تو بود.


loading...
چشمهایش چشمهایش
6 ماه

چقدر انسان تنهاست
مثل پر کاه در هوای طوفانی...


چشمهایش چشمهایش
6 ماه

آدم
عاشق باشد و
نتواند به کسی بگوید
غم انگیز نیست ؟!


loading...
چشمهایش چشمهایش
9 ماه

دلم بهانه‌گیر شده زندگی می‌خواهد
عشق می‌خواهد سفر می‌خواهد
هوای تازه می‌خواهد
قشنگی می‌خواهد ،
نه هیچکدام از اینها را
نمی‌خواهد...
دلم را می‌خواهد...


loading...
چشمهایش چشمهایش
9 ماه

دیگر گمت نمی‌کنم!
دنیا پر از آدم‌هایی است
که همدیگر را گم گرده‌اند
ولی من دیگر گمت نمی‌کنم.



صفحات: 1 2