loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : سهراب_سپهری

چشمهایش چشمهایش
2 ماه

- دچار باید بود !
وگرنه ،
زمزمه ی حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد ...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست


loading...
Miss-bano Miss-bano
2 ماه

...مردمانش می دانند که
" شقایق "
چه گلی است،
بی گمان آنجا آبی، آبی است،غنچه ای
می شکفد،
اهل ده باخبرند!


loading...
چشمهایش چشمهایش
3 ماه

تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود؛ گر نشود
حرفی نیست.
اما نفسم می گیرد
در هوایی که نفس های تو نیست ....


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش ،
و بی خیال نشستن ...


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

از مرز خوابم میگذشت....
كدامين باد بی‌پروا
دانۀ اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد؟


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

باز کن درهای بی روزن
تا نهفته‌ترین پرده‌ها
در رقصِ عطری مست
جان گیرند ...


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

باران
اضلاع فراغت را می‌شست
من با شن‌های
مرطوب عزیمت بازی می‌کردم...


چشمهایش چشمهایش
5 ماه

و من چه بیهوده
مکان را می‌کاوم ...


چشمهایش چشمهایش
6 ماه

من برای زندگی
خودم را اندازه گرفته‌ام
یک پنجره و نیم‌ طول خوشی‌های من است...


صفحات: 1 2 3