loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : سهراب_سپهری

چشمهایش چشمهایش
17 ساعت

زندگی ،
تر شدن پی در پی
زندگی ،
آب‌تنی کردن
در حوضچهٔ «اکنون» است
رخت‌ها را بکَنیم
آب در یک قدمی است...

چشمهایش چشمهایش
7 روز

باد! چیزی گفت
و زمان‌ها بر کاجِ حیاط
همواره وزید و وزید
اینهم گلِ اندیشه
آنهم بتِ دوست ...


چشمهایش چشمهایش
8 روز

كجاست جاى رسيدن و پهن كردن يك فرش و بى خيال نشستن ..؟!


چشمهایش چشمهایش
22 روز

به چه می انديشی ؟ نگرانی بيجاست
عشق اينجا و‎ ‎خدا هم اينجاست ...


چشمهایش چشمهایش
1 ماه

نفسم میگیرد

در‌ هوایی که
نفس های تو نیست...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

کسی نيست،
بيا !
زندگی را بدزديم، آن‌وقت
ميانِ دو ديدار قسمت کنيم...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

نه؛
هيچ چيز مرا
از هجوم خالیِ
اطراف نمی‌رهاند،
و فكر می‌كنم كه
اين ترنم موزون حزن
تا به ابد
شنيده خواهد شد ...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

ای کاش
کسی می آمد و غم‌ها را
از قلب
اهالی زمین برمیـداشت


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

ای کاش
کسی می آمد و غم‌ها را
از قلب
اهالی زمین برمیـداشت


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

در نبندیم به نور
در نبندیم به آرامش پُر مهر نسیم ...
رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم


صفحات: 1 2